صفر نوشتار

چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦

انتقال

به این دو وبلاگ منتقل شد:

http://shzerodegree.blogspot.com/

http://zerodegree.wordpress.com/

شروود
 
سه‌شنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٦

ترديدها!

راستش از وقتی ماجرای دستگیری نسبتا طویل المدت مدیر پرشین بلاگ آغاز شد همواره نگران این موضوع بوده و هستم که نکند این فشار ها برای یافتن عناصر نا آرام و به زعم حکومتیان معاند که تقریبا تنها روش اطلاع رسانی و ابراز عقیده را در همین وبلاگ ها و وب سایت ها می بینند بوده باشد. پس از آن هم تعطيل و تبدیل سایت پرشين بلاگ به دومين جديد ترديدم را دو چندان كرد.

به همين دليل فكر مي كنم بهتر است از اينجا تا نمي دانم كي رخت بر بندم و به وبلاگم در بلاگ اسپات كوچ كنم.

همين و بس

شروود
 
دوشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٦

برخاسته ایم تا بانگ بیدار باش سردهیم!

در صبحگاه هجدهم تیر؛ سالگرد سرکوب خونین دانشجویان

تمامی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بازداشت شدند

ادوار نیوز: نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (18 تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح امروز در پاسداشت 18 تیرماه و در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد.

محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم هستند.

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه زیر از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده بودند. در بیانیه این اتحادیه دانشجویی آمده است:

به نام خدا
برخاسته ایم تا بانگ
بیدار باش سردهیم

در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدار باش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم.

هر چند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم.

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگر نه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست.

نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سر برمی آورد.

امروز هیجدهم تیرماه، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض. دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18 تیرماه 1386

بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر

شروود
 
جمعه ۱٥ تیر ،۱۳۸٦

سيزدهم تير ماه هفتاد و نه

سلام توقيف شد اما راه سلام باقيست...

محمود احمدي‌نژاد يكي از شاكيان اصلي روزنامه سلام در دادگاه ويژه روحانيت در زمان رسيدگي به پرونده سلام<br />

نوروز: هشت سال پيش در چنين روزی روزنامه سلام نيز توقيف شد. روزنامه‌ای كه به دلایل تاسف آوری بسته شد. محمود احمدی نژاد که در آن زمان به عنوان استاندار سابق اردبیل یکی از چهار شاکی روزنامه بود - و در عكس حضور دارد -  در دادگاه سلام به طرح شکایت خود پرداخت. حالا پس از هشت سال آقای احمدی نژاد رییس جمهور شده است و با وجودی که وعده آزادی‌های خیلی بیشتری را داده بود ولی روزنامه‌ها همچنان توقیف می‌شوند و فرصت داشتن تریبون از احزاب رسمی گرفته می‌شود. توقیف روزنامه هم میهن و لغو امتياز روزنامه مشاركت و برخورد با خبرگزاری ايلنا نشان داد كه هنوز هستند كسانی كه از ارتباط منظم نخبگان سياسی و مطبوعاتی كشور با مردم هراس دارند و به خيال خود با بستن راه آگاهی مردم می‌توانند بر ناكارآمدی‌ها و ناتوانی‌های خود سرپوش بگذارند...

متن استعفانامه مدیرعامل ایلنا

شروود
 
چهارشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٦

امروز هم ميهن نداريم
شروود
 
یکشنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٦

دولت نارو!!

بررسی رفتار دولت احمدی نژاد در غائله بنزين بسيار جالب و قابل بررسی از نظر رفتار شناسی يک دولت انتخابی است. اگر يک بار ديگر موضوع را - اين مرتبه پس از فروكش كردن ماجرا - بررسی كنيم، مطالب ديدنی و بديعی را خواهيم يافت كه تعيين كننده ی نگرش يک حكومت است به شهروندانی كه آن ها را انتخاب كرده و بر سر قدرت آورده اند. انتخاب زمان و ساعت اعلام شروع برنامه ی سهميه بندی بنزين از نگاه من نه تنها حاكی از بی تدبيری و بی برنامه گی دولت نبوده كه كاملا آگاهانه و با دقت و وسواس تمام انتخاب شده است و شاهد اين مدعا سناريوی از پيش نوشته شده ای است كه تا ظهر فردای روز واقعه در جريان بوده است:

  1. ساعت 9 بعد از ظهر روز سه شنبه مورخ پنجم تيرماه در اخبار اعلام می شود كه از ساعت 24 همين امشب سهميه بندی بنزين اجرا خواهد شد.
  2. از حدود ساعت 22 همان شب كليه پمپ بنزين ها مملو از ماشين و افراد ظرف به دست می شود و اين مسئله تا ساعت 24 همان شب به زد و خورد بين مردم و تخريب برخی از پمپ بنزين ها - هفده پمپ بنزین تا کنون اعلام شده - می انجامد. جالب اين جاست در تمام اين مدت از نيروهای انتظامی خبری نيست، گويا آگاهانه گذاشته اند تا مردم هر كاری دلشان می خواهد بكنند!
  3. حدود ساعت 9 صبح روز بعد - چهار شنبه ششم تيرماه - طرح سه فوريتی لغو طرح سهميه بندی بنزين توسط گروهی از نمايندگان مجلس با تعداد امضای كافی به هيئت رئيسه مجلس ارائه می شود. اين در حالی است كه مجلس روز آخر كار خود را می گذراند و برنامه متراكمی برای روز آخر خود تدارک ديده است كه يكی از آن ها جلسه غير علنی طولانی ای است که بيشتر زمان روز آخر مجلس را به خود اختصاص می دهد.
  4. مدتی بعد اين طرح توسط باهنر - يار و تئوريسين جناح حاكم - به دليل نواقصی كه در آن وجود داشت عودت داده شد تا سرانجام آخرين اميد برای بازگشت وضعیت بنزین به حالت عادی نيز توسط يكی از ياران رياست جمهوری عقيم بماند...

اين كه آيا نهايتا طرح سهميه بندی بنزين به شكل فعلی يا هر شكل ديگر آن به حال جامعه معتاد به مصرف بنزين ارزان، مفيد فايده خواهد بود يا نه بحث ديگری است كه در زمان خود به آن خواهم پرداخت. در اين جا موضوع اصلی رفتار و نحوه ی برخورد يک دولت - تو بخوان حكومت - با شهروندانی است كه قاعدتا بايد نمايندگی آن ها را داشته باشد و مناسب حال و خواست رای دهنده گانش عمل كند. اين در حالی است كه از همين نمونه ی آخری - و شايد بسياری نمونه های ديگر از جمله ارسال پيشنهاد لايحه بودجه سال هشتاد و شش در آخرين روزهای باقيمانده ی سال، پيشنهاد چهارمين وزير نفت در آخرين لحظه های باقيمانده برای معرفی وزير نفت بعد از گذشت چهار ماه از تصدی گری دولت و خالی بودن صندلی وزارت اين وزارت خانه و... - به وضوح روشن است كه روش نارو زدن به شهروندان و رای دهنده گان از جمله سنت های حسنه دولت انتخابی! است كه در هر بزنگاهی بدون شرم از آن استفاده می كند و ای بسا در آينده از جمله افتخارات خود قلمداد كند.

از خلق الله نارو خورده هم چندان بعيد نيست كه عقده ی دل خود بر بيچاره جايگاه های سوخت خالی كنند و چنان ناراستی هائی را چنين پاسخ غير قابل پیش بینی دهند. نگاه كنيد به شورشی كه چند ماه پيش از اين به خاطر دو نوجوان سياه پوست در فرانسه به راه افتاد كه بی سابقه ترين ها بود در نوع خود در ينگه دنيای متمدن. بايد باور كرد هر كجا كه جامعه ای احساس غبن كند از خود رفتارهای غیر قابل پیش بینی بروز خواهد داد، چه ايران باشد چه فرانسه و چه ايالات متحده!

شروود
 
چهارشنبه ٦ تیر ،۱۳۸٦

هزينه های يک بايکوت

اگر بتوان از مسئله ی حل ناشده ی بورس گذشت، اگر بتوان هزينه ی بحران سازی سخنرانی های نسنجيده در باب حذف اسرائيل از منطقه و امثالهم را ناديده گرفت، اگر بتوان پرونده سازی، ضرب و شتم و نهايتا اخراج دانشجويان فعال را ديد و به روی خود نياورد و اگر بتوان بر ده ها و صدها مورد از اين دست چشم پوشی کرد؛ باور نمی كنم که بتوان فاجعه ای مثل عكس العمل مردم در مورد سهميه بندی بنزين را ديد و از كنارش بدون تامل گذشت. اين باور كه می توانست هيچ كدام از اين عواقب گريبان مان را نگيرد اگر و فقط اگر در زمان انتخابات رياست جمهوری مسئولانه تر به موضوع يک حق مسلم به نام انتخاب می پرداختيم و حتی اگر بدترين - به جز اين بدترين - از ميان آن ها نيز انتخاب شده بود شايد اينک در چنين موقعيت و جايگاهی پست نايستاده بوديم...

اين موضوع را بخاطر داشته باشيم تا شايد بار ديگر تكرار نكنيم!

 

با آغاز سهميه‌بندی بنزين؛ تاكسی‌داران دوگانه‌سوز: با‌٢ليتر بنزين چه تعداد مسافر جابجا كنيم؟
  

گفت و گو با دبير انجمن جايگاه‌‏داران تهران: برخورد غير شفاف مسوولان درباره سهميه‌‏بندی عامل حوادث شب گذشته بود


وزير نفت برای پاسخ به نحوه سهميه‌‏بندی بنزين به مجلس فراخوانده شد

طرح سه فوريتی لغو سهميه‌‏بندی بنزين به دليل ايراداتی كه باهنر به آن گرفت، بررسی نشد 

تشكيل صف های طولانی در مقابل جايگاه های بنزين در تهران

 

 

 

شروود
 
چهارشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٦

شکایت از خاتمی در دادگاه ویژه روحانیت

عصر ایران - تحرکات یک جریان سیاسی خاص برای خلع لباس سید محمد خاتمی وارد مرحله جدیدی شده است.

به گزارش خبرنگار عصر ایران (asriran.com) در مشهد، تعدادی از طلبه ها و روحانيان مشهدی و اعضای شورای هماهنگی نيروهای حزب الله این شهر در اعتراض به آن چه "هتک حيثيت روحانيت" توسط سید محمد خاتمی می خواندند، مقابل دادگاه ويژه روحانيت مشهد تجمع و شكايتی را علیه رئیس جمهور سابق به این دادگاه تسليم كردند.

تجمع کنندگان نسبت به دست دادن خاتمی با زنان ایتالیایی معترض بودند. آن ها همچنین دست نوشته هایی با خود حمل می کردند که بر رویشان نوشته شده بود: «
خلع لباس محمد خاتمی، اعاده حيثيت از روحانيت، اعاده حيثيت از ملت ايران»، «دادگاه ويژه روحانيت سكوت مكن»، «محمد خاتمی ننگ ملت ايران، ننگ روحانيت».

نکته جالب این که آنان در پلاکاردهای خود، پیشوند "سید" را از نام خاتمی حذف کرده
بودند!

آن ها در پايان اين تجمع بيانيه‌ ای را علیه خاتمی قرائت کردند.

 

در این بیانیه آمده است: "...کسروی ظاهرا یک روحانی بود! تقی‌‌ زاده هم که ظاهرا روحانی بود در ادامه راه غرب ‌‌پرستی او، گوی سبقت را از فاحشه‌ های سیاسی ربود و به اسلام و ایران تا توانست خیانت روا داشت. باز هم داشته ‌ایم کسانی را که با سوء استفاده از لباس روحانیت به اسلام خیانت کرده‌‌اند و رذیلت را برای خود خواستند.
 

شریعتمداری که فتوای به قتل امام و تایید کودتای نوژه را داد و منتظری که خون به دل روح الله عزیز کرد از همین قماشند. کدیور که با واژگونه فهمی دین، اسلامیت نظریه ی ولایت فقیه را زیر سوال برد و اشکوری که ملعونانه دست در دست در یوزگان غربی و غرب ‌گرا علیه ولایت و اسلام موضع گرفت، نیز از همین قماشند. اینان نه حجة الاسلامند و نه آیة الله، که مشتی نفس‌‌پرست و قدرت طلبند... دزدانی در لباسی مقدس که ساده ‌دلان و بی ‌اطلاعان را می ‌فریبند و غرض ‌ورزان و دشمنان را خواسته و ناخواسته یاری می ‌رسانند.

در ادامه این بیانیه آمده است:"«محمد خاتمی» نیز یکی از همان قماش است که متاسفانه با امکانات مالی و تبلیغاتی فراوان داخلی و خارجی، از این لباس، نهایت سوء استفاده را کرده و می ‌کند... او اخیرا در سفری به ایتالیا اقدام به گناه علنی لمس بدن اجنبی و مصافحه با چند زن بی‌ حجاب کرد. بی‌ حیایی و بی شرمی او آن چنان زیاد بود که به راحتی حتی در مقابل دوربین‌ ها با چشم‌ درگی در مقابل نا محرمان بی‌ حجاب ایستاد و به آرامی دستان آنان را فشرده و با آنان خندید و گنه ‌کاری و فسق پنهانی خود را به همه نمایاند.  

او لیاقت لباس مقدس پیامبر را ندارد و او روحانی نیست بلکه عملکرد او جز ضربه‌ زدن به روحانیت و اسلام و ایران نیست. هنجار شکنی و اباحه‌ گری او، باید در دادگاه صالحه‌ ای بررسی شود و این لباس مقدس از شر او راحت شود. دادگاه ویژه روحانیت اگر به این وظیفه خود عمل نکند فقط خشم خدا و مردم متدین را برای خود خریده است...»

عصر ایران -
ای کاش تجمع کنندگان محترم درباره سایر محرماتی که در جامعه وجود دارد نیز این گونه واکنش نشان می دادند. آیا به نظر آن ها دو برابر شدن قیمت خانه در یک سال که به بی خانمای بسیاری منجر شده، ظلم آشکار و در نتیجه حرام نیست؟
آیا آواره شدن هزاران کارگر سرگردان که ماه هاست حتی یک ریال حقوق نگرفته اند و همین چند روز پیش یکی از همان ها از فرط شرمندگی خانواده، خود را کشت، غیرت آقایان را به جوش نمی آورد؟
آیا خود فروشی هزاران زن و دختر ایرانی در داخل و خارج کشور از شدت فقر و نداری، جایی برای تاسف و نگرانی ندارد؟
آیا سوزاندن سرمایه
های مادی و معنوی کشور در منازعات سیاسی، از نظر آنان حلال است؟
آیا فراری دادن مغزها و سرمایه های مالی کشور ستم نیست؟
آیا...؟
ای کاش مشکلات مملکت ما آن قدر ناچیز بود که می شد برای مسائلی مثل دست دادن
خاتمی با زنان وقت گذاشت...! ای کاش...!

شروود
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

خانه
آرشيو
پست الكترونيك
پرشين‌بلاگ



جمهوری حمهوری ها
قسمت هشتم
قسمت هفتم
قسمت ششم
قسمت پنجم
قسمت چهارم
قسمت سوم
قسمت دوم
قسمت اول



گزيده اخبار و تحليل ها